ارسال در: چهار, Nov 11th, 2015
تئاتر / نقد | توسط admin

نقد نمایش داستانی مستند یک فیلم /نمایشی که روایتگر فیلم مستند زندگی ما ادم ها است

 

eb163727917cbba1eea208541a643e744174

پایگاه خبری پرشیا نیوز – سارا صادقی ؛ زندگی ماشینی امروز شبیه  یک فیلم مستند داستانی است و ما آدم ها تنها ، ایفاگران نقش های ان  هستیم ؛ اجرا کنندگان صحنه هایی که از هیچ چیزی از پیش درباره آن نمی دانیم وقرار است کنش وواکنش های مان به مثابه بازیگران نقش اول سنجیده شود.این روز ها در تئاتر باران نمایش داستانی مستند یک فیلم روایت می شود ، نمایشی که بیانگر زندگی ما آدم ها وپاسخ گوی سوال های بی جوابی ست که تماشاگر با ان در گیر است .

نمایش داستانی مستند یک فیلم به کارگردانی سعید هاشمی پور روایتگر زندگی زناشویی ،خیانت ،دروغ  با کمی عنصر جنایت است که به معنای اخص کلمه از اصول متفاوتی پیروی می کند.نخستین مواجه شما در این نمایش با صحنه ای متفاوت است که در آن یک پروژکتور هم دیده می شود که همزمان با حضور مرد در صحنه تصاویر ثبت شده زندگی او به نمایش در می آید. هاشمی پور در ابتدای نمایش قصد دارد به تماشاگر گوش زد کند که هیچ چیز از دیدگان پنهان نمی ماند ، در اینجا پروژکتور نماد آشکار شدن راز ها است  که با ثبت کردن وقایع در خود بعد ها همه چیز را بر ملا خواهد کرد.

با ورود زن به صحنه ، نمایش  شروع وپروژکتور خاموش می شود ،باز هم اختلاف و جدال بر سر موضوع خیانت  تکرار می شود؛ این نمایش روایتگر موضوعی است که کماکان در جامعه دیده می شود . زن ، آشفته وپریشان مدام در حال خوردن قرص های خواب آور است وادعا می کند مردش به او خیانت کرده وبا زن دیگری است ؛ جر وبحث ها انقدر ادامه دارد وصدا های انباشته شده در فضا خبر از یک نوع  نمایش تکراری وخسته کننده می دهد ، رفته رفته شما به عنوان مخاطبان این اثر با کنار هم قرار دادن روایت این زن ومرد متوجه درد همیشگی جامعه یعنی خیانت ،ترس واضطراب می شوید .

در صحنه بعدی نمایش پرده از راز مرد برداشته می شود زن قرمز پوش وبلوندی را می بینید که متفاوت تر از زن قصه ما  پشت به تماشاچی نشسته وبا عشوه گری مرد را شیفته خود کرده است.به نوعی هاشمی در این صحنه از المان ها ونمادهایی استفاده کرده است ؛ رنگ قرمز یادآور اتش واز طرفی نشان دهنده ی تولد دوباره می باشد ، در افسانه ها ازققنوس به عنوان سمبل این رنگ یاد شده است ؛ گفته می شود ققنوس خود را روی توده ای از هیزم آتش زد ، سپس با شکوه وعظمت از آتش برخاست .در اینجا مرد قصه ما با روبه رو شدن با زن قرمز پوش بار دیگر متولد می شود اما دچار سردرگمی است  همانطور که می گوید : من بلد نبودم به همسرم محبت کنم ، جدا شدن از این برام سخته ، حس می کنم دوستش دارم.

در این صحنه المان دیگری هم مشاهده می شود وآن دکور نمایش است ؛ به گونه ای که  بازیگر زن ومرد نمایش  همچون گنهکارانی پشت به تماشاچی نشسته اند  وهنوز هم هویت زن  قرمز پوش  فاش نشده است  وما کما کان باید در انتظار وقوع رویدادی غیر منتظره باشیم .

زن در نمایشنامه داستانی مستند یک فیلم هر بار با خوانده شدن یک نام مجبور است نقش همسر ومعشوق را ایفا کند  اگر چه ایفای این نقش ها وجمع کردن آنها به سادگی امکان پذیر نیست .

زن در این اثر موجودی مظلوم وفریب خورده است که برای اثبات ادعا وبی گناهی خود حاضر است دست به جنایتی هولناک بزند ؛ نمونه بارز آن صحنه ای است که زن در پی شک های متعدد به شوهرش با نصب دوربین در منزل تمام لحظات او با زن دیگر را ثبت می کند ووقتی در حال مشاهده این لحظات در لب تاب خود است ناگاه با صدای زنگ از جا بر می خیزد وبه سمت آیفون می رود ، دوخریدار با اصرار می خواهند وارد منزل شوند بعد از دقایقی به منزل ورود پیدا می کنند در این صحنه پرده از حقایقی برداشته می شود ؛ زن با موقعیتی مواجه می شود که از طرف مرد دزد مورد تعرض قرار می گیرد وبرای اثبات بی گناهی خود دست به کار هایی می زند وقصد دارد  مرد را به قتل برساند وجنایتی  دیگر را بوجود آورد ؛ در این بین پرده از راز دیگری برداشته می شود ومتوجه می شود زنی که با شوهرش در ارتباط بود وباعث این آشوب ها شد همان زن دزد است که نقاب خود را کنار زده است ،در این صحنه تماشاگر با نوعی سردر گمی  توام با هیجان مواجه می شود چرا که  هر یک از پر سوناژها از همان ابتدا سعی کردند تا به نحوی شرایط خود را نفی کنند وتنها یکی از انها در صدد کشف حقیقت  بود ، این شخصیت همان شخصیتی بود که مابقی سعی داشتند تا بر اعتراض های او سر پوش بگذارند ،وهر بار که برای کشف بی گناهی خود تلاش می کرد دیگران سعی داشتند تا بر گناهان او بیافزایند ، شخصیت های نمایش گنهکارانی  هستند که هر یک می خواهند بی گناهی خود را اثبات کننداما  در اخر کسی کهگنهکار خوانده می شود بی گناه اصلی است.

نمایش پایان باور نکردنی دارد ، زنی که به دنبال اثبات بی گناهی خود بود بعد از اثبات ،به ناگاه همه چیز را رها می کند.مرد با قضاوت نابه جای خود روبه رو شده است به دنبال زن می رود و اما زن ومرد دزد همچنان ناباورانه در سکوت پشت به پشت هم نشسته اند.

هاشمی در پایان مخاطب را به فکر فرو می برد وقتی پرده از رازها برداشته شد فقط شرمساری می ماند .این نمایش روایتگر فیلم مستند زندگی ما ادم ها است که ممکن است در شرایط مشابه  با آن مواجه شویم ،در حقیقت یک فیلم مستند داستانی است.

دیدگاه

XHTML: شما می توانید از کد اچ تی ام ال استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>